قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4370
تاريخ الفي ( فارسى )
بودند ، سوگند را مادهء گناه كرده و در دهم شوّال حكم بر قتل وزير حاصل كردند . « 1 » و خواجه سعد الدين ، وزيرى با ديانت ؛ پارسايى درويشدوست بود ؛ مردى پسنديدهء خالق و خلايق ؛ و خيرات بسيارى كردى . چون او را ميل به تشيع بود ، شيخ جمال الدين مطهر حلّى را تربيت مىكرد . شيخ نيز تصانيف [ زيادى ] به نام او دارد . و بعد از چند روز رقعهاى ظاهر شد به خط عربى كه يكى از نزديكان سلطان نوشته بود كه قصد سلطان نمايد . پادشاه از اين معنى به غايت متغير شد . خواجه رشيد سه روز مهلت خواست كه حقيقت اين كاغذ را ظاهر سازد . بعد از تفحّص ظاهر شد كه اين مكتوب را جهودى به اشارهء خواجه سعد الدين به قصد خواجه رشيد الدين نوشته بود . درحال يهودى را حاضر كردند . يهودى معترف شد كه « خط من است و به اتفاق سيد تاج الدين اوجى و پسرانش و امير محمد زرگر ، خواهرزادهء خواجه سعد الدين نوشتم . » پس حكم قتل همه صادر شد . يهودى و سيد تاج الدين و رفقا در غرّهء ذيحجّه به قتل رسيدند . چون سيد اوجى شيعىمذهب بود ، بعد از آنكه او را در بغداد به قتل رسانيدند ، حنابلهء بغداد بدن او را پارهپاره كرده اسبان بر بالاى آن دوانيدند . و اين تعصب به اولجايتو رسيد ، به غايت برنجيد . حكم شد كه قاضى حنبليان را از حلق بياويزند . به شفاعت خواجه رشيد الدين ، به جان امان يافت . او را برهنه بر درازگوشى سوار كرده و در شهر بغداد گردانيدند . و از بغداد اردو به طرف سلطانيه كوچ كرده ، در قريهء چمچمال ، شهرى بنا كرده و به سلطانآباد موسوم شد . و در آخر ذيحجّه به سلطانيه رسيد . و خواجه عليشاه به جاى خواجه سعد الدين وزير شد . « 2 » و در اين سال ملك نايب از لشكر معاودت نمود و به ملازمت سلطان علاء الدين آمد و چندان غنيمت به نظر سلطان درآورد كه قبل از آن و بعد از آن ، آنقدر جمعيت غنيمت به دست سلطان نيفتاده بود ، بلكه به دست سلاطين دهلى نيز نيامده بود . سلطان به هر يك از امرا ده من و پنج من زر داد . باقى مردم را يك من و نيم من ، على قدر مراتبهم .
--> ( 1 ) . علت اساسى سقوط خواجه سعد الدين محمد ساوجى ، ظاهرا كبر و نخوت بيش از حدى بود كه به واسطهء استمرار قدرتش در طى ساليان دراز پيدا كرده بود ؛ وى دشمنانى براى خود تراشيد كه يكى از آنها همكار و همقطارش رشيد الدين بود . ( 2 ) . تاج الدين عليشاه ، دلال جواهر و اجناس نفيس كه در نزد ايلخان خود را شناسانده و مورد توجه وى قرار گرفته بود ، به جاى سعد الدين ساوجى در امر وزارت شريك خواجه رشيد الدين شد . وى كه بنا به گفته حافظ ابرو « با علم دفتر و سياست » بيگانه بود و به هيچوجه درستكارتر از سلف خويش نبود ، در پادشاهى ايلخان بعدى اين امتياز را يافت كه نخستين وزير دولت ايلخانى ايرانى باشد كه تا پايان حياتش در سمت خويش باقى ماند . ارگ تبريز يادگار دوران وزارت اوست .